قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5103
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هشتصد و نوزده از هجرت [ موافق سال هشتصد و نهم « 1 » از رحلت خير البشر ] و در اين سال ميرزا شاهرخ به دار السلطنهء هرات رسيد و ميرزا ميرك احمد در سرحدّ ولايت ماوراء النهر مخالفت كرد و كس به نصيحت او رفته او عزيمت ملازمت نمود و به شهر هرات سعادت دستبوس دريافت و گناهش بخشيده شد [ 558 ب ] و ميرزا ابا بكر بن ميرزا ابا بكر مصاحبت آغاز نموده و بعضى فكرهاى بيهوده كردند . و اين معنى به عرض صاحبقران رسيد و از نزد ميرزا قيدو نيز خبر آمد كه ميرزا بايقرا قصد او نموده بود ، و ميرزا قيدو خبر شده او را گرفته است . و آن حضرت از بىادبى خويشان دلآزرده شده حكم شد كه اميرك احمد به مكّه رود و ميرزا بايقرا را از آب سند گذرانيده به هندوستان فرستند و ميرزا ابا بكر را به كشتى نشانيده در آب رها كنند كه هرجا كه خواهد رود . و شاهزادهها به هرجا كه رفتند ، باز نيامدند و خبر ايشان نيز نيامد . و ميرزا شاهرخ سلطان حكم فرمود كه سلطان ميرزا بايسنقر بر سر ديوان به انجام مهام خلق پردازد و بىمهر او در ممالك محروسه داد و ستد نشود . و ميرزا شمس الدين بمى از كرمان آمده به عرض رسانيد كه اويس ، حاكم آنجا به وعده وفا نكرد . آن حضرت برآشفته تمام لشكر سيستان را با جمعى از لشكر خراسان و ماوراء النهر به كرمان فرستاده و اويس حصارى شده هفتاد روز جنگ بود . آخر شيخ حسن كه مدار كار اويس بود ، بيرون آمده به ملازمت امرا [ رسيد ] و صلح شده ، اويس قبول كرد كه بعد از مراجعت امرا به خراسان آيد . و شيخ حسن در ملازمت امرا به خراسان آمد و در پاى تخت
--> ( 1 ) . ق : هشتصد و بيست و نه .